اشتباه کنید تا بهتر یاد بگیرید!

اشتباه کنید تا بهتر یاد بگیرید!

در دهه‌های ۵۰ و ۶۰ میلادی، روانشناسی به نام اسکینر طرفدار بکارگیری روش‌هایی در یادگیری بود که هیچ اشتباهی در آنها وجود نداشته باشد. او معتقد بود که مشکلات موجود در فرایند یادگیری ناشی از روش‌های نامناسب و اشتباه است. او نظریه‌ی« یادگیری بدون اشتباه» را پیشنهاد داد که در آن، مطالب به صورت تدریجی و در حجم اندک به دانش‌آموزان آموخته شده و بلافاصله از آنها امتحان گرفته شود تا این مطالب فراموش نشده و به راحتی بتوانند روی برگه‌های امتحانی جاری شوند. در این صورت، راهی برای اشتباه کردن باقی نخواهد ماند. با وجود عقیده اسکینر، امروزه مشخص شده که فراخوانی آموخته‌ها از حافظه کوتاه‌مدت، روشی غیراثربخش در یادگیری آنها است. همچنین این موضوع اثبات شده که اشتباه ابتدایی، بخش جدانشدنی از مشکلات یادگیری است که در نهایت منجر به تسلط فرد بر موضوع جدید می‌شود. با تمام این موارد، هنوز هم دانش‌آموزان احساس خوبی نسبت به اشتباهات و مشکلات مراحل ابتدایی یادگیری ندارند. آنها هر کاری می‌کنند تا از رخ دادن این اشتباهات جلوگیری کنند.

باید بر این وسوسه گمراه‌کننده غلبه کرد. زمانی که یک یادگیرنده مرتکب اشتباه می‌شود و بازخورد اصلاحی دریافت می‌کند، اشتباهات در ذهنش حک نمی‌شوند. حتی آن دسته از استراتژی‌های آموزشی که منجر به اشتباه می‌شوند (مانند آنکه پیش از آموزش هر چیز از فرد خواسته شود تا یک مساله را حل کند)، یادگیری‌های عمیق‌تر، صحیح‌تر و بادوام‌تری را نسبت به روش‌های منفعلانه‌تر و سنتی آموزش ارائه می‌کنند. با این وجود، باید بازخوردهای اصلاحی مناسب را به یادگیرندگان ارائه داد.

راه‌های دشوارتر یادگیری، مانند تلاش برای حل مسائل در ابتدای کلاس درس و سپس آموختن روش حل آنها، علاوه بر افزایش و تقویت خلاقیت، باعث عمیق‌تر شدن یادگیری و دوام آن هم می‌شود. در این میان، ترس از شکست نباید اجازه دهد که افراد از این فرایندهای پراشتباه و دشوار اولیه اجتناب کرده و یادگیری بلندمدت خود را فدا کنند.

منبع:

Brown, Peter;  Roediger, Henry; McDaniel, Mark. make it stick:The Science of Successful Learning. London: The Belknap Press Of Harvard University Press, 2014. pp. 90-94.

روش ۲۰ برای تدریس موفق: قانون ۱۰۰ درصد

روش 20 برای تدریس موفق: قانون 100 درصد

برای اجرای قوانین کلاس و رعایت نظم و ترتیب قانونی وجود دارد که به آن قانون۱۰۰درصد می‌گوییم. این قانون به این معنی است که اگر حتی یک دانش آموز از قوانین و دستورات تعیین شده اطاعت نکند، تمام این قوانین زیر سوال می رود و دانش‌آموزان اجرای آن‌ها را وابسته به شرایط و انگیزه خواهند دانست. هرچند این قانون ممکن است در ظاهر کمی خشن و خشک باشد،  برای کنترل کلاس ضرورتی انکار ناپذیر است.

معلمان برتر سعی می کنند این قانون را به صورت غیر ملموس و غیرمستقیم اجرا کنند، طوری که ظاهر خشن آن چندان مشخص نباشد. به عبارتی، معلم خوب کسی است که قوانین سخت و خشن نظم و ترتیب در کلاس را به صورت غیر مستقیم و با لحنی دوستانه اجرا کند طوری که این نظم و ترتیب به یک عادت مثبت و نامرئی تبدیل شود. برای رسیدن به  استاندارد ۱۰۰درصد معلم باید از روحیات دانش آموزان و واکنش آن‌ها به این قوانین مطلع باشد. برای اجرای کامل این تکنیک اصولی پیشنهاد شده است که با رعایت آنها اجرای تکنیک تضمین شده و موجب ایجاد فضایی آرام و یک‌دست در کلاس می شود.

کمترین خشونت را به کار بگیرید

هدف از اجرای تکنیک ۱۰۰درصد رسیدن به بالاترین آرامش در کلاس و ایجاد فضایی مناسب برای تدریس است. در صورتی که بخواهید به طور مستقیم این قوانین را اجرا کنید باید هزینه های بسیاری مثل اتلاف وقت را بدهید. اما اگر مداخله معلم برای برقراری نظم سریع و غیرمستقیم باشد تاثیر بیشتری خواهد داشت. در مداخلات گفته شده در زیر هدف رسیدن به یک استاندارد مطلوبی در کلاس است:

* مداخله غیرزبانی. معلم در حالیکه مشغول کاری است، می تواند با ایما و اشاره به دانش آموزان خاطی بفهماند که باید قوانین کلاس را رعایت کنند.

* تذکر گروهی. گاهی اوقات لحن معلم خطاب به دانش آموزان باید متوجه شخص خاصی نباشد و همه را خطاب قرار دهد. معلم بدون اینکه نام شخص خاصی را ببرد، تذکرات خود را در قالب «همه بچه ها» به دانش آموزان گوشزد می کند.

* تذکر خصوصی. در مواقعی معلم مجبور است به یکی از دانش آموزان تذکر بدهد یا نام یکی از آنها را ذکر کند. بهتر است این کار به صورت خصوصی و دور از چشم همه دانش آموزان صورت گیرد.

* تذکر عمومی. بعضی اوقات لازم است تذکر به یک دانش آموز به صورت عمومی بیان شود ولی تا جای امکان سعی شود نوع خطای دانش آموز بیان نشود و به جای آن رفتار صحیح تذکر داده شود. به عبارت دیگر، لازم است با تذکر به یک دانش آموز ضرورت تعهد دیگران گوشزد شود.

در تمام مواردی که گفته شد نکته مهم زمان اختصاص یافته به تذکر زبان یا غیر زبانی است. تا حد ممکن بهتر است سرعت تذکر بالا باشد چون طولانی شدن تذکر برای انجام کار صحیح از سوی دانش‌آموز موجب کاهش اثر آن می‌شود. فراموش نکنید که حل مشکلات و مسائل رفتاری در کلاس به طور غیرمستقیم و غیرزبانی نفوذ و قدرت تاثیر سخنان معلم را در نزد دانش‌آموزان افزایش خواهد داد.

یک باور اشتباه درباره نوع رفتار معلم برای کنترل کامل کلاس این است که می گوید همه این قوانین و قواعد مثل یک فرمول باید به طور کامل اجرا شود درحالیکه در واقعیت همیشه نمی توان بر اساس فرمول های از پیش‌ تعیین‌شده عمل کرد. یعنی تذکرات گفته شده در بعضی شرایط عمل می کند و در بعضی زمانها بی تاثیر است. معلم می تواند بر اساس تشخیص خود هر کدام از تذکرات را استفاده کند ولی لزوماً رعایت ترتیب زمانی آنها ضرورتی ندارد.  عقیده اشتباه رایج دیگر نادیده گرفتن رفتارهای بد یا حتی تحسین دانش آموزان مرتکب چنین رفتارها است چون احتمال دارد چنین رفتارهایی دوباره تکرار شوند. در صورت مشاهده چنین رفتارهایی باید فوراً برخورد شود.

اعتماد به آرامش و ظرافت

ایجاد فضای آرام و استاندارد در کلاس در جهت موفقیت تحصیلی دانش آموزان نیاز به رعایت قوانین از سوی آنها دارد و مستلزم این است که به طور کامل به گفته های معلم واکنش مثبت نشان دهند. هدف اصلی معلم هدایت دانش آموزان به سوی دانشگاه است و برای رسیدن به این هدف نیاز به همکاری دانش آموزان نیز دارد. معلم باید از تمام امکانات زبانی و غیرزبانی برای تامین این هدف استفاده کند. معلمان خوب در استفاده از تکنیک ۱۰۰درصد همیشه به دانش آموزان گوشزد می کنند که این قوانین برای آرامش کلاس در جهت موفقیت شما در یادگیری درس‌ها و راهیابی به دانشگاه است. بسیاری از معلمان فکر می کنند شغل تدریس در شرایط مختلف بستگی به نوع افراد و دانش آموزان دارد. در صورتی اجرای این تکنیک موفقیت آمیز خواهد بود که معلمان قوانین را معطوف یک شخص نکنند. یعنی اینکه قوانین باید در هر شرایط و هر موقعیتی یکسان اجرا شود.

منبع:

Lemov, Doug. Teach Like A Champion. San Francisco: Jossey-Bass, 2010. pp. 167-177

چگونه مانند بیل گیتس بیاموزیم؟

چگونه مانند بیل گیتس بیاموزیم؟

به فرایند تلاش برای حل کردن یک مساله بدون یادگرفتن آن، یادگیری زایشی  می‌گویند؛ به این معنی که فرد به جای یادآوری مطالب و بازخوانی آنها از حافظه‌اش باید دست به خلق بزند. زایش نام دیگری برای روش قدیمی موسوم به «آزمون و خطا» است. همه ما با سرگذشت بیل گیتس و دوستانش آشنایی داریم؛ افرادی که بدون آموزش پیشین وقت خود را صرف کلنجار رفتن با کامپیوتر کردند و در نهایت میلیاردر شدند. این داستان و داستان‌های بسیار دیگری که وجود دارند، نشان‌دهنده آن هستند که چگونه روش دشوار آزمون و خطا منجر به یک دانش عمیق از روابط بین چیزهای مختلف و تسلط کامل بر آنها می‌شود.

یکی از مهمترین مزایای این تکنیک آن است که خلاقیت محدود نمی‌شود. زمانی که افراد از روش‌های حل یک مساله آگاهی دارند، همواره تلاش می‌کنند تا از دریچه‌های همان روش‌ها به موضوع نگاه کرده و راهی برای حل آن بیابند. اما وقتی فردی روش‌های حل مرسوم را فرا نگرفته باشد، به ناچار خودش روشی را ابداع می‌کند و احتمال دارد روش جدیدی باشد. چنین فردی به دلیل آنکه نگاه خود به مساله را محدود به چند روش موجود نکرده، می‌تواند راهی جدید برای مساله بیابد. احتمال دارد داستان آن دانش‌آموزی را شنیده باشید که در کلاس ریاضیات به خواب رفت و زمانی بیدار شد که کلاس به اتمام رسیده بود. او تنها مشاهده کرد که ۲ مساله روی تخته سیاه نوشته شده و همه در حال ترک کلاس هستند. پس مساله‌ها را به سرعت در دفتر خود یادداشت کرد و به خانه رفت. او یک هفته روی مساله‌های نوشته شده وقت گذاشت و تنها توانست یکی از آنها را حل کند. زمانی که تکالیف درسی خود را به معلمش نشان داد، او با تعجب گفت: «آن مسائل، نمونه‌هایی از مسائل حل نشدنی ریاضی بودند.»

بدون شک اگر آن دانش‌آموز از این موضوع اطلاع داشت، علاوه بر آنکه تلاشی برای حل مسائل نمی‌کرد، ذهن خود را هم بسته نگاه می‌داشت و نمی‌توانست نگاه بدیعی به موضوع داشته باشد. با این وجود، روش آزمون و خطا (یا یادگیری زایشی) قرار نیست که برای حل هر موضوعی به کار گرفته شود. در برخی از موقعیت‌ها (مانند یادگیری شیوه چتربازی و پرش از هواپیما یا پیدا کردن راه خود در زندگی) این شیوه، بهترین استراتژی یادگیری نخواهد بود.

تکنیک یادگیری کلان تصویر (BPL )

تکنیک یادگیری کلان تصویر (BPL )

تکنیک یادگیری کلان‌ تصویرBPL [1]

یکی از  چالش‌های سیستم آموزش همگانی[۲] بیش از حد استاندارد بودن آن‌هاست. انسان‌ها دارای شیوه‌های یادگیری مختلف، همچنین علایق و استعدادهای گوناگونی هستند. در واقع برای پیشرفت بیشتر، آموزش رفته رفته باید به سمتی پیش برود که مکملی برای توانایی‌های منحصر به فرد هر دانش‌آموزی شود. تکنیک یادگیری کلان‌تصویر که برای اختصار آن را BPL می‌نامندرویه‌ای پویا برای یادگیری، تفکر و انجام دادن امور است. این تکنیک توانسته از سال ۱۹۹۵ تغییرات مفیدی در زندگی دانش‌آموزان، معلمان و به‌طور کلی سیستم آموزشی ایجاد کند.

 این روش بر سه اصل بنیادی استوار است

۱- یادگیری و آموزش باید بر اساس علایق و اهداف هر دانش‌آموز باشد،

۲- برنامه آموزشی-تحصیلی باید کاملا با افراد و مکان‌هایی که در جهان واقعی وجود دارند مرتبط و سازگار باشد،

۳- استعدادها و توانایی‌های اصیل دانش‌آموزان باید از طریق کیفیت کارهایی که انجام می‌دهند اندازه‌گیری شود.

این رویه نه‌تنها موجب افزایش انگیزه دانش‌آموزان برای یادگیری می‌شود، بلکه کمک شایانی به آن دسته از دانش‌آموزانی می‌کند که نمی‌توانند خود را با سیستم‌های آموزشی موجود تطبیق دهند. همواره خصوصی‌سازی آموزش با دشواری‌هایی همراه است. بعضی از این مشکلات هنگامی خود را نشان می‌دهند که قرار شود معلمان دانش‌آموزانی را که به این روش آموزش دیده‌اند برای آزمونی استاندارد یا مجموعه خروجی‌های آموزشی از پیش تعیین شده‌ای آماده سازند.

روش BPL با تقسیم دانش‌آموزان به گروه‌های کوچک، مدیریت آموزش شخصی را تسهیل می‌کند. هر گروه کوچک دانش‌آموزی بوسیله یک مشاور، که در حقیقت معلمی است با توانایی برقراری ارتباط بالا با دانش‌آموزان، هدایت و رهبری می‌شود. وظیفه مشاور شناسایی انگیزه‌ها و علایق دانش‌آموزان، همچنین بهترین راه‌هایی یادگیری آنان است . او برای این کار یک بازه زمانی چهار ساله در اختیار دارد. پدر و مادر نیز به‌صورت فعال درگیر این فرآیند می شوند و تاثیر مستمری در شکل‌دهی بهترین نحوه یادگیری فرزندشان دارند. اما بخش حیاتی و مهم دیگر در این روش، کارآموزان هستند .کار آموز که می‌تواند یک مهندس، وکیل، دکتر و… باشد موظف است سازگار با علایق ردیابی شده دانش‌آموزان، آن‌ها را با فرم واقعی علایقشان آشنا سازند. نتیجه کار یک سیستم تجربی شاگرد محور خواهد بود که در آن دانش‌آموزان فعالانه در استعداد و علایق موردنظرشان سرمایه‌گذاری کرده، همچنین چالش‌ها و سختی‌های پیش‌رو در زمینه انتخابی خود را با کمک آموزگاران، متخصصان و اعضای خانواده پشت سر گذاشته‌اند.

جالب است بدانید:

 در کشور آمریکا که از سال ۱۹۹۵ اولین برگزارکننده این سیستم آموزشی بوده است، ۹۶% درصد دانش‌آموزان این نوع مدارس در سال ۲۰۰۰ موفق به اخذ درجه فارغ‌التحصیلی شدند.

۹۸ درصد این افراد در موسسه‌های آموزشی متوسطه پذیرفته شدند، موفق به دریافت کمک هزینه دانشجویی بیش از ۵۰۰ هزار دلاری (ویژه دانش آموزان ممتاز) برای حضور در دانشگاه‌های مورد علاقه‌شان شدند.

منبع: 

مترجم: امیر شاملویی

روش ۱۵ برای تدریس موفق: تکنیک پاسخ دسته‌جمعی

روش 15 برای تدریس موفق: تکنیک پاسخ دسته‌جمعی

اساس کلی این تکنیک این است که معلم سوالی را می پرسد و همه کلاس هماهنگ پاسخ آن را می‌دهند. البته شاید این تکنیک ساده به نظر برسد، ولی نه تنها موجب تشویق دسته‌جمعی دانش‌آموزان به درس می‌شود بلکه می‌تواند به آن‌ها در انجام تکالیف و حل مسئله کمک کند. با انجام این تکنیک سه هدف اصلی تامین می‌شود:

پاسخ گروهی دانش‌آموزان به یک سوال یا تکرار پاسخ صحیح داده شده از سوی یک دانش آموز توسط بقیه کلاس موجب علاقمندی و یادگیری همه می شود.

این روش پرسیدن سوال انرژی و انگیزه دانش‌آموزان را مضاعف می کند و می تواند برای آنها هیجان انگیز باشد.

وقتی دانش‌آموزان به صورت گروهی به یک سوال پاسخ می دهند خود را در کنار یکدیگر متحد احساس می کنند و این اتحاد و همدلی موجب تقویت کار گروهی و نظم در کلاس می شود. از این طریق حاکمیت معلم در کلاس نیز تقویت می شود.

این تکنیک پیشرفت به جلو است و پنج نوع یا سطح برای آن در نظر گرفته اند که از کمترین به بیشترین آن شامل موارد زیر است:

۱- تکرار: دانش‌آموزان صحبتهای معلم را تکرار یا جملات او را کامل می کنند.

۲- گزارش: از دانش‌آموزان که قبلاً پاسخ مسئله را داده بودند، خواسته می شود پاسخهای کلاس را تکمیل کنند. این امر به بالا رفتن انرژی و انگیزه دیگر دانش‌آموزان کمک می کند.

۳- تقویت: وقتی معلم از دانش‌آموزان کلاس می خواهد پاسخ داده شده یا حل شده را تکرار کنند. در حقیقت در حال تمرین و تقویت پاسخ داده شده هستند. وقتی پاسخ داده شده توسط یک دانش‌آموزان توسط همه دانش‌آموزان تکرار می شود، در اصل بر اهمیت آن تاکید می شود.

۴- بررسی: از دانش‌آموزان خواسته می شود مسائل حل شده در کلاس یا حتی مسائل جلسات قبل را بررسی و بازبینی کنند.

۵- حل کردن: معلم از دانش‌آموزان می خواهد مسئله ای را حل کنند و به صورت دسته جمعی آن را بیان کنند. وقتی تلاش دانش‌آموزان دسته جمعی می شود و یک پاسخ نیز از سوی آنها داده می شود، معلم مطمئن می شود که همه نحوه حل کردن مسئله را یاد گرفته اند.

منبع:

ورزش‌های آبی که کالری سوزی بالایی دارند

ورزش‌های آبی که کالری سوزی بالایی دارند

به گزارش ایسنا و به نقل از سایت chicanol، ورزش‌های آبی برای افراد در هر سنی مناسب هستند. می‌توانید این ورزش‌ها را با سرعت بالا انجام دهید و هر حرکت را ۲ تا ۵ دقیقه ادامه دهید.

ورزش‌های آبی موثر در کالری سوزی عبارتند از:

۱- پیاده‌روی سریع در آب

در استخری که آب آن تا کمر شما باشد ۱۵ قدم به جلو و ۱۵ قدم به عقب بردارید. در همین انجام این کار تعادل و حالت بدن را حفظ کنید.

۲- بلند کردن پا:

در حالی که در استخر ایستاده‌اید، زانو را بالا بیاورید و به سینه نزدیک کنید این کار را به مدت ۲ دقیقه و با بیشترین سرعتی که می‌توانید انجام دهید.

۳- پا زدن در آب:

در کنار دیواره استخر بایستید. پاها را از عقب دراز کنید و با بیشترین سرعتی که می‌توانید پا بزنید.

۴- پرش پروانه:

همان طور که در خشکی این پرش را انجام می‌دهید در آب نیز بپرید و پاها و دست‌ها را از هم باز کنید و بعد ببندید. این حرکت در آب کالری زیادی می‌سوزاند.

۵- شنا:

شنا ورزشی قلبی – عروقی و استقامتی است. این ورزش کالری سوزی بالایی دارد.

تعادل در آب:

بر روی یک پا بایستید و به جلو و عقب عقب خم شوید. این حرکت به افزایش قدرت عضلات کمک می‌کند.

منبع : ایسنا

در هنگام استفاده از اسمارت فون‌ها منطقی‌تر رفتار می‌کنیم!

در هنگام استفاده از اسمارت فون‌ها منطقی‌تر رفتار می‌کنیم!

همه ما شاهد بوده ایم که گاه احساساتی شدن می تواند باعث شود حرفی بزنیم که واقعا قصد بیان آن را نداشته ایم. اما به نظر می رسد وقتی صحبت از تصمیم گیری به میان می آید، بهتر است به جای کامپیوتر به سراغ گوشی هوشمند خود برویم، چرا که تحقیقات اخیر نشان داده که افراد در هنگام استفاده از اسمارت فون ها بسیار منطقی تر عمل می کنند.

این تحقیق در ژورنال Computers in Human Behavior به چاپ رسیده و اظهار می کند که مردم در مواجهه با یک موقعیت تصمیم گیری دشوار هنگام استفاده از اسمارت فون بسیار منطقی تر از هنگامی که از کامپیوتر استفاده می کنند عمل می کنند. تحقیقات نشان داده که کاربران کامپیوتر بیشتر به تصمیم گیری های مبتنی بر احساسات خود تکیه می کنند.

ظاهراً، دلیل این تفاوت این است که گوشی های هوشمند در هر لحظه به کاربر خود اجازه تمرکز بر یک موضوع را می دهند، در حالیکه در هنگام کار با کامپیوترها دسترسی ما به اطلاعات خارجی بسیار بیشتر است. دکتر Albert Barque-Duran سرپرست این گروه تحقیقاتی در مصاحبه ای با دانشگاه لندن گفت :

ما در تحقیق خود متوجه شدیم  مردم در هنگام بررسی مشکلات احساسی با استفاده از اسمارت فون به احتمال بیشتری تصمیم های منطقی تر و به دور از احساسات اتخاذ می کنند. این ویژگی می تواند به دلیل فشاری باشد که در خصوص زمان در دسترس در هنگام استفاده از اسمارت فون ها احساس می شود. دلیل دیگر نیز احتمالا حس فاصله روحی و روانی است که اینگونه دستگاه ها در مقایسه با کامپیوترها ایجاد می کنند.

منبع : تک شات

هفت قانون طلایی یادگیری زبان انگلیسی

هفت قانون طلایی یادگیری زبان انگلیسی

قانون اول: همیشه در پی یادگیری اصطلاحات (عبارات) باشید و نه تک‌لغت‌ها

هرگز کلمات را به صورت جداگانه و منفرد یاد نگیرید. وقتی یک لغت جدید می‌بینید همیشه اصطلاحی (عبارت) را که این لغت جدید در آن به کار برده شده است یادداشت کنید و وقتی می‌خواهید مرور کنید همیشه همان اصطلاحات (عبارات) را مطالعه کنید، نه کلمات را.

قانون دوم: تمرکز بیش‌تری روی مکالمه داشته باشید

زیاد خودتان را اسیر گرامر نکنید. گرامر به شما آموزش می‌دهد که به زبان انگلیسی فکر کنید ولی شما می‌خواهید به صورت خودکار با زبان صحبت کنید بدون فکر کردن. بدین صورت شما مثل یک انگلیسی‌زبان، انگلیسی را یاد می‌گیرید.

قانون سوم و مهم‌ترین قانون: اول گوش کنید

شما هر روز باید به انگلیسی گوش فرادهید. متون انگلیسی را نخوانید بلکه فقط گوش دهید. خیلی ساده است. این کلید موفقیت شما در یادگیری مکالمه‌ی انگلیسی است.

قانون چهارم: یادگیری آرام و عمیق بهترین است

راز یادگیری راحت مکالمه‌ی انگلیسی یادگیری دقیق کلمات و عبارات انگلیسی است. این‌که توضیح کلمات را بدانیم یا فقط برای آزمون آن را در حافظه بسپاریم کفایت نمی‌کند؛ باید ملکه‌ی ذهن ما شوند. برای یادگیری مکالمه‌ی انگلیسی باید بارها و بارها یک درس را مطالعه کنید و عمیقاً آن را بخوانید.

قانون ششم: برای بهبود انگلیسی باید درس‌ها و منابع انگلیسی واقعی را هم مطالعه کنید

اگر می‌خواهید انگلیسی واقعی یعنی همان انگلیسی را که در جوامع انگلیسی‌زبان استفاده می‌شود یاد بگیرید باید از منابعی استفاده کنید که در این‌باره نوشته شده‌اند؛ نظیر فیلم‌ها، مجلات، کتاب‌های صوتی، رادیوها و…

قانون هفتم: گوش کنید و جواب دهید، نه این‌که فقط گوش دهید و تکرار کنید

در کنار هر درسی سؤالاتی هم مطرح می‌شوند. همیشه به سؤالات جواب دهید و از کنار آن‌ها نگذرید. هنگام گوش دادن به منابع صوتی از یکی از دوستان بخواهید درباره‌ی داستان از شما سؤال کند و شما به او جواب دهید. این کار به شما یاد می‌دهد که سریع فکر کنید و جواب را پیدا کنید

شیوه مطالعه دروس هنر در آغاز سال تحصیلی

 

داوطلب هنر هستم که از تابستان شروع کرده ام.مناسب ترین کار در آغاز سال تحصیلی و مهرماه چیست؟؟؟؟

 

داوطلبان گروه هنر که مطالعه درس­های خود را از تابستان آغاز کرده­اند، فرصت خوبی در اختیار دارند تا از حالا به خلاصه­نویسی کتاب­های درسی بپردازند تا در ماه­های آخر حجم کارشان کم­تر و مرور مطالب برایشان ساده­تر باشد.

با توجه به زمان آغاز این کار و داشتن فرصت کافی، روش مطالعه­ی مبحثی و خلاصه­برداری مطالب، شیوه مناسبی به نظر می­رسد. یعنی مطالعه­ی یک مبحث مشخص در تمام کتاب­های درسی و خلاصه­برداری از مطالب.

برای مثال مبحث سبک­های هنری را در نظر بگیرید. در کتاب­های مختلف گروه هنر، درباره­ی سبک­های هنری (اکسپرسیونیسم، امپرسیونیسم و…) مطالب پراکنده­ای وجود دارد. پیشنهاد می­شود مطالب مربوط به یک سبک یا دوره، به صورت پیوسته مطالعه و از این مطالب خلاصه­برداری شود. می­توانید خلاصه­ها و نکات مربوط را در یک دفتر بنویسید و در طی سال، نکات جدید را به آن­ها اضافه کنید. در ماه­های پایانی، این نوشته­ها، منبع مناسبی برای مرور مطالب خواهد بود و از آشفتگی ذهنی شما جلوگیری خواهد کرد.

منبع : مجله آزمون- شماره ۱۵۵

 

نحوه‌ی مطالعه‌ی درس ریاضی

 

نحوه‌ی مطالعه‌ی درس ریاضی

۱٫ شما نمي‌توانيد رياضيات را فقط با خواندن و گوش دادن ياد بگيريد. قسمت زيادي از يادگيري رياضيات به تمرين کردن بستگي دارد. اين بدان معني است که شما بايد همه‌ي تکاليف درسي خود را در رياضيات انجام دهيد. ياد گرفتن چگونگي استفاده از فرمول‌ها و روش‌ها، ضروری است.

۲٫ رياضيات يک موضوع زنجيره‌اي است. چيزي که در يک روز معين درس داده مي‌شود بر اساس آموخته‌هاي روز قبل از آن است. همين که عقب افتاديد، دوباره رسيدن به درس سخت مي‌شود. آماده شدن براي امتحان، آن هم در دقايق آخر، به شما کمک نخواهد کرد. بايد در همه‌ي کلاس‌ها شرکت کنيد و پابه‌پاي معلم‌ پيش برويد.

۳٫ رياضيات مبحث سختي است که به طور فزاينده‌اي پيچيده مي‌شود. شايد لازم باشد که زمان مطالعه‌ی بيش‌تري براي رياضيات نسبت به ديگر مباحث اختصاص دهيد.

۴٫ سعي نکنيد روش خود را در رياضيات حفظ کنيد. فرمول‌ها و روش‌هاي بسيار زيادي در رياضيات وجود دارد. سعي کنيد بر روش‌هاي کليدي مسلط شويد. اين کار ميزان اطلاعاتي را که بايد به خاطر بسپاريد کاهش خواهد داد.

۵٫ وقتي روشي را براي حل يک مسئله ياد گرفتيد، همان روش در اغلب موارد می‌تواند براي ديگر مسائل هم کاربرد داشته باشد. وقتي با مسئله‌ي جديدي روبه‌رو مي‌شويد، سعي کنيد آموخته‌هاي قبلي خود را بر مسئله‌ی جديد اعمال کنيد.

۶٫ فرهنگ لغات رياضي را ياد بگيريد. اغلب کلمه‌اي که در رياضي مورد استفاده قرار مي‌گيرد، وقتي در مبحثي غير از رياضي مورد استفاده قرار مي‌گيرد، معناي متفاوتي مي‌دهد. کلمات و اصطلاحات جديد رياضي و معناي رياضي آن‌ها را در قسمت‌هاي خاصي از دفتر خود وارد کنيد.

۷٫ رياضيات مبحثي است که بسياري از دانش‌آموزان را مضطرب مي‌کند. داشتن اعتمادبه‌‌نفس مي‌تواند اضطراب شما را کاهش دهد. روش‌هايی که برای مطالعه‌ی رياضي به شما پیشنهاد می‌کنیم مي‌تواند به شما در موفقيت در رياضيات کمک کند. تا زماني که تشخيص مي‌دهيد به راهکار‌هايي بيش از اين‌ها نياز داريد، کمک بگيريد و تلاش بسياري کنيد.

حجم بسیار زیاد و تنوع در درس ریاضی، عواملی هستند كه باید داوطلبان با برنامه‏ای ویژه و پیوسته، خود را در این درس بسیار مهم برای كنكور سراسری آماده كنند تا به بهترین نتیجه برسند.